خرید بک لینک
کلافه و گیجم بغض دارد گلویم همه چیز غیر قابل تحمل شده است گشت ارشاد کنار خیابان که دختر و پسری که شبیه الگوهای تعریف شده یا بهتر است بگویم تحریف شده آنها نیستند را بی شعور خطاب می کند به یک طرف دانشگاه و درسهای تلنبار شده طرف دیگر و کجا بنشانم لوله های ترکیده و خانه خاکی و دیوار فروریخته قبل از نوروز و خرید عید و وای که سرم می ترکد از این روزها اما شاید همه اینها نشانه خوبی باشد. نشانه حضور من. نشانه بودنم حتی اکنون که در ایستگاه تاکسی انتظار می کشم و دختری که کنارم از دیکتاتوری شرایط کاریش می نالد... آه که زندگی پیچیده به نظر می رسد...

برچسب: کلافه,کلافه شدن به انگلیسی,کلافه ام,کلافه رضا صادقی,کلافه سیاوش قمیشی دانلود,کلافه به انگلیسی,کلافه بودن,کلافه سیاوش,کلافه قمیشی,کلافه شدن, نویسنده: هلیا هاشمی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 1:52

بالاخره خونه رو سنگ کردیم

چک پاس شد

غرض ها تموم شد

و در یک آرامش نسبی هستیم به شکر خدا

زندگی به کام است و یار هست و عشق در سفره

پول هم اضافه شود که دیگر معرکه:)

خدایم شکرت به خاطر تمام داشته هایم

برچسب: سنگاپور,سنگسار,سنگ کلیه,سنگ صبور,سنگ ماه تولد,ثریا,سنگ,سنگ قبر,سنگک,سنگ کیسه صفرا, نویسنده: هلیا هاشمی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 1:52

کوچه ها تاریکن دلا گرفته... از صبح این آهنگ به دهانم مهر زده و یکسره تکرار می شود دوباره دارم به لاک خودم فرو می روم سه چهار روز بیشتر تا عید نیامده و من اصلا خوشحال نیستم شاید خوشحال شوم نمی دانم هر چه هست حس بدی است که در من در جریان است کلافه این روزهایم!

برچسب: نویسنده: هلیا هاشمی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 1:52

نمی دانم

دست خودم نیست

ولی متنفر می شوم از آدمهایی که زیر باران چتر به دست می گیرند

همانقدر که از مردک علاف خیابانیِ وحشتناک دیروزی متنفرم

این همکار میز بغلیم که چترش را به دیوار تکیه داده تا خشک شود را نمی توانم ندید بگیرم

برچسب: چتروم,چتروم باران,چت روم شلوغ,چتر دانش,چتر خیس حامد همایون,چتر,چتروم ققنوس,چت روم فارسی,چتر نجات,چت روم مهسان, نویسنده: هلیا هاشمی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 1:52

همکار ساده ای دارم

امروز در اولین روز کاری در سال جدید

بعد از این که سلام کرد

گفت دلمون تنگ شده بابا

و چقدر این جمله چسبید

بی هیچ حس خاص تعریف شدنی

گاهی حتی بی عشق هم می چسبد بعضی از محبت های ساده

برچسب: همکاران سیستم,همکاری در فروش,همکاری,همکاری به انگلیسی,همکاری با ما,همکار به انگلیسی,همکاری در فروش دیجی کالا,همکاران سیستم استخدام,همکاری با,همکاری ایران و اسرائیل, نویسنده: هلیا هاشمی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 1:52

کتاب، نوشتن، دیدن، فکر کردن، سر خم کردن جلوی این و آن برای روزی در کنار درس سپری کردن، پول و کار و .... از این قبیل چیزهای دم دستی، این روزها شده اند زندگی. دم دستی که می گویم نه که راحت باشند، نه! سطحی هم که نمی شود گفت! یکجور روزمرگی شاید پشت واژه اش پنهان است. ولی لذت دارد...این روزها کتاب چه لذتی دارد برایم...والبته تو که لذت ابدی من شدی. گویا کتاب که باشد و تو، همه چیز هست. البته که پول را نمیشود از تو و کتاب حذف کردم. این 1+2 است که معنایم می دهد. و چه ترسی دارد این. ترسی که این روزها فکرم را می خورد و مالیخولیایی ام کرده است. دارم مرتب خود را وادار می کنم به فکر

برچسب: کتاب پول تو جیبی, نویسنده: هلیا هاشمی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 1:52

دلم را به درد آورده اند اینها.دلی را که هیچ وقت برایشان غیر از خیر نخواسته است. نمی دانم چه می شود که آدمهایی نظیر همکار سابقم یا این به اصطلاح قوم و خویشانم و یا آن همسایه نازنینم اینگونه خواندندم. درست این سه دسته ای که جز احترام چیزی بینمان نبوده و نیست. از هرچه خبر نداشته باشم از قلبم که بی خبر نیستم. و خدا؛ که او هم از قلبم بی خبر نیست دیگر کم کم دارم فکر میکنم که نکند برخوردی از من اشتباه بوده که اینگونه کسی که تا امروز جز سلام و خداحافظ چیزی بینمان رد و بدل نشده، از دستم به ستوه آمده و هر چه دل تنگش می خواست نثارم کرد! قلبم درد می کند. آزرده شده ام. نمی

برچسب: دیگری,دیگری بزرگ,دیگری جز تو مرا,دیگری بزرگ لاکان,دیگری فیلم,دیگری در فلسفه,دیگری بزرگ لکان,دیگری مهدی رحمانی,دیگری درمن,دیگری سریال, نویسنده: هلیا هاشمی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 1:52

در حال لود شدن می باشم

sh is loading...

دو روز دیگر مجددا متولد می شود

از این متولد شدن های سنتی

تولدم را دوست دارم

از این بزرگ تر شدن را نه!

برچسب: تولدم مبارک,تولدمه,تولدم,تولدم نزدیکه,تولدم مبارک نیست,تولدمه سلامتی پدرم,تولدت مبارک,تولدمه ولی,تولدمه ولی تنهام,تولدمبارك, نویسنده: هلیا هاشمی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 1:52

بعد از بازگشت از یه سفر خوب به جای اینکه کلی انرژی داشته باشم کلی حسرت و دلتنگی و نا امیدی، اون هم به صورت یک شبه تو دلم خونه کرده همیشه احساس می کردم به یکسری دست های بزرگ با روح بزرگ نیاز هست تا بشه ایران و این مردم رو نجات داد اما خیلی بده که حالا دیگه این امید در من ته کشیده است! که هیچ دست بزرگ و هیچ روح بزرگی حتی نمی تواند کار ساز باشد گندی که به این خاک پاک زده شده است را با هیچ غسلی نمی توان تطهیر کرد! دلم برای خودمان...مردممان ...خاکمان...دلم برای این روزها می سوزد... کاش عمرم یاری کند و بخوانم تاریخ کثیف این روزها !

برچسب: ایران موزیک,ایرانمهر سعادت آباد,ایرانم,ایرانمهر زبان,ایران موبایل,ایرانمهر شهرک غرب,ایرانمهر قروه,ایرانمهر ونک,ایرانمهر سیدخندان,ایران خودرو, نویسنده: هلیا هاشمی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 1:52

صفحه بندی